سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

65

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

ايضاً چون مشاجره آن منافقان را در حضور خود مشاهده كرد ترسيد از آنكه مبادا از نوشتن نامه منازعت شديد شود ، وبه كارزار منتهى شود ، ومنافقان راهى بيابند ، واسلام بالكلية از ميان برود ، چنانچه حضرت أمير المؤمنين ( عليه السلام ) را به اين سبب نهى از مقاتله ، وامر به مساهله - با عدم أعوان - نمود . ايضاً ; معلوم است كه وصيت وعهدي كه مناسب آن وقت وآن حال بود تعيين وصى ووصيت به أحوال بازماندگان است ، وجميع أمت بازماندگان آن حضرت بود ، چون تواند بود كه أحوال ايشان را مهمل بگذارد ؟ ووصى از براي ايشان تعيين نكند ، وحال آنكه همه أمت را امر به وصيت نموده باشد ؟ ! چنانچه در “ صحيح ترمذى “ وأبو داود از حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) روايت كرده‌اند كه : گاه هست كه زنى يا مردى شصت سال طاعت خدا مىكند ، ودر وقت مرگ تقصير در وصيت مىكند ، آتش براي ايشان واجب مىشود ( 1 ) . ودر جميع “ صحاح “ خود روايت كرده‌اند : آدمي نبايد كه يك شب يا دو شب بر أو بگذرد مگر آنكه وصيت أو در زير سرش باشد ( 2 ) .

--> 1 . سنن ترمذى 3 / 292 ، سنن أبو داود 1 / 655 ، كنز العمال 16 / 618 . 2 . صحيح بخارى 3 / 186 ، صحيح مسلم 5 / 70 ، سنن ابن ماجة 2 / 901 ، سنن ترمذى 3 / 224 و 3 / 293 ، سنن أبو داود 1 / 654 ، سنن نسائي 6 / 239 ، سنن دارمى 2 / 402 ، سنن بيهقى 6 / 271 - 272 ، مسند أحمد 2 / 10 ، 50 ، 57 ، 80 ، 113 ، 127 ، كنز العمال 16 / 613 .